ای کبوتر به کجا خواهی رفت؟؟

خرید بک لینک

ای کبوتر!

تو چنین فارغ بال

اول صبح سپید

بادلی پر زامید ...

به هوای چه زکاشانه برون می آیی؟!

بی گمان داعیه ی یافتن دانه و آب

هر سحرگاه زکاشانه تو را می راند

ای شکار مظلوم !

به کجا خواهی رفت ؟

گویی از مکر زمان بی خبری !

هیچ دانی ، آیا

بازها در عقبت میتازند؟

تا اگر «باشه» نباشی تو ،شکارت سازند؟

ای کبوتر!

تو مگر غافلی از فتنه خلق ؟

تو مگر فارغی از تیر رس صیادان ؟

به کجا خواهی رفت ؟

روی آن تخته ی سنگ؟

پشت آن دره ی تنگ؟

ای کبوتر تو مگر غافلی از فتنه ی خلق ؟

قله ی کوه سراسر دام است.

سنگها ، سنگر صیادان است .

دره ها مسکن شیادان است.

به کجا خواهی رفت ؟

چه درآن پهنه ی دشت،

چه در آن صحنه ی شهر ،

یا در آن آبادی ،

روی آن شاخ درخت،

سر آن حلقه ی چاه،

لب آن چشمه ی آب ،

نیست از بهر تو هیچ آزادی !

همه جا دامگه صیاد است

و به هرکس نگری شیاد است

ای کبوتر !

به کجا خواهی رفت ؟..

یه لحظه آرامش...

ما را در سایت یه لحظه آرامش دنبال می‌کنید

برچسب: ای کبوتر به کجا,ای کبوتر بهار,برو ای کبوتر به یارم بگو, نویسنده: بازدید: 24 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 5:04

صفحه بندی